X
تبلیغات
...قلبم اشک می ریزد
تاريخ : پنجشنبه 7 مهر1390 | 22:39 | نویسنده : آرمیتی

 

 یاد هر خاطره ات

و تجسم هر نگاهت

آتش حسرتی به وجودم می زند

زبانه می کشد تا اعماق وجودم خاکستر می شود

آنگاه قلب رنج دیده ی من اشک می ریزد

حسرت به قلبم خنجر می زند

سینه ام می سوزد از درد،قلبم زمزمه می کند

ای کاش در دیده ی تو ظاهر می شدم

کاش مرا می دیدی

که برای تو می تپم هر لحظه و ثانیه

 



تاريخ : جمعه 6 اردیبهشت1392 | 12:22 | نویسنده : Armita
سخته گذشتن از کسی که دوستش داری

کسی که زندگیت با او معنایی دوباره پیدا کرد

کسی که تو اوج غم هات حرفاش واست آرامش بود

ولی باید بگذری...........

چون تو اونو دوستش داری

فقط او

ولی اون خیلی هارو دوست داره...

فقط تو نیستی

شایدم اصلا تو رو دوست نداره....



تاريخ : دوشنبه 23 بهمن1391 | 20:50 | نویسنده : Armita

اگــه رفتین بهشــت رو دیــوارش حتما بنویسید

لعــنت بر پــدر و مــادر کسی که در این مکان سیــب بخورد

حوصــله نداریم دوبــاره بر گردیم به این دنیــــا....!!!



تاريخ : سه شنبه 17 بهمن1391 | 22:33 | نویسنده : Armita
ﺗﻠﺦ ﺗﺮﺑﻦ ﺣﺮﻑ:ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﻣﺎ...
ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺗﺮﺑﻦ ﺣﺮﻑ... :ﺍﻣﺎ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ
ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﺟﺎﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻠﻤﺎﺕ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﮔﺮﮔﻮﻥ ﻣﯿﮑﻨﺪ



تاريخ : سه شنبه 3 بهمن1391 | 13:55 | نویسنده : Armita

همیشـــه نمــی شود زد به بــی خیـــالــی و گفــــت :

تنهــــا آمده ام ؛ تنهـــا مـــی روم ...

یک وقـــت هــایــی !

شایـــد حتـــی برای ساعتـــی یا دقیــقه ای ؛

کم مــی آوری ...

دل وامانـــده ات یــک نفـــر را مـــی خواهــد !

که عاشقانه دوسش داری ... !




تاريخ : سه شنبه 3 بهمن1391 | 13:52 | نویسنده : Armita

حقیقت اینـــه کــــه:

هــــرچی مهـــربونتر باشی؛


بیشتـــر بهت ظلم میکـــنن...

هــــرچی صـــادق تـــر باشی؛

بیشتـــر بهت دروغ میگــــن...

هـــرچی خـــودتو خاکی تـــر نشون بـــدی؛

واست کمتـــر ارزش قائلنـــد...

هـــرچی قلبتـــو آسونتـــر در اختیار بـــذاری؛

راحت تـــر لـــهش میکـــنن...

و اگــــر بدونند کـــه منتظـــری و بهشـــون احتیاج داری...؛.

انـــدازه یه دنیا ازت فاصلـــه می گــــیرند!!!



تاريخ : چهارشنبه 27 دی1391 | 13:13 | نویسنده : Armita

یادمان باشد همیشه:

ذره ای حقیقت پشت هر"فقط یه شوخی بود"

کمی کنجکاوی پشت هر"همینطوری پرسیدم"

قدری احساسات پشت هر"به من چه اصلا...."

مقداری خرد پشت"چه میدونم"

و اندکی درد پشت"اشکال نداره" وجود دارد...



تاريخ : چهارشنبه 20 دی1391 | 11:3 | نویسنده : Armita

پي حس همون روزام


پي احساس آرامش


همون حسي كه اين روزا


به حد مرگ ميخوامش


دلم ميخواد عاشق شم


اخه فكرت شده دنيام


اگه عاشق شدن درده


من اين درد و ازت ميخوام


اگه اين زندگي باشه


من از مردن هراسم نيست


يه حسي دارم اين روزا


شايد مردم حواسم نيست.........:(



تاريخ : سه شنبه 19 دی1391 | 12:48 | نویسنده : Armita

انصـــافــــــــ نیـستـــــــــ

دنیــا آنقـدر کوچکـــــ باشــد

کــه آدم هــای تکـراری را روزی صـد بـار ببینــی

و آنقـدر بزرگـــــــ باشــد

کــه نتـوانـی آن کسـی را کـه دلتـــــ میـخواهــد،

حتــی یکــــ بـار ببینــــی...!!



تاريخ : سه شنبه 19 دی1391 | 12:44 | نویسنده : Armita

تـــو را دوست میدارم . . .


چه فـرق مى کند که چـــــــــــــــرا ! ؟


یــــــــــــا از چــــــــــــه وقـت!


یـا چطـور شـد که . . . !


چه فـــــــــــــــرق میکـند ؟!


وقتى تــو بـایـد بــــــــــــــاور کنـى . . . که نمـى کـــــــــنى ( ! )


و من بــایـد فـرامـــــــــوش کــنم . . . کـه نمـــــى کـــــنم ( ! )



تاريخ : شنبه 9 دی1391 | 13:8 | نویسنده : Armita

باتو..بی تو

 

بــــی تــــو؛

 

 چــــشــــمِ دیــــــدن چــــیــــزهـــایـــــی کــــه؛

 

 بـــــا تـــــو دیـــــده ام را نــــدارم ...!




تاريخ : شنبه 9 دی1391 | 13:4 | نویسنده : Armita
برای من
مِهــــــــــر
در نگاه توست
نه اولین ماه پاییز...
***

روزهایی می گذرد
بی تو
بر من
که امیدوارم
نصیب گرگ بیابان هم نشود...

***

برای قصه ای که
با
"یکی بود و یکی نبود" شروع میشود
پایانی بهتر از
آوارگی کلاغ نمی توان نوشت...



تاريخ : شنبه 9 دی1391 | 12:59 | نویسنده : Armita
 به تاوان دلم که شکسته شد دلها رامیشکنم

گناهش پای دلی که دلم راشکست.



تاريخ : جمعه 8 دی1391 | 18:40 | نویسنده : Armita
سوال

گفتند چند سال داری ؟گفتم اگر روزهای غمناک زندگیم را خط بزنی هنوز کودکم



تاريخ : جمعه 8 دی1391 | 18:36 | نویسنده : Armita

اگر روزگر بی رحمه تو مهربون باش

اگر افتاب میسوزونه تو سایبون باش

اگر سرما کمین کرد کنارباغچه واس گل هاش تو باغبون باش



تاريخ : جمعه 8 دی1391 | 17:27 | نویسنده : Armita
نه کسی منتظر است ، نه کسی چشم به راه
 
نه خیال گذر از کوچه ما دارد ماه ...
 
بین عاشق شدن و مرگ مگر فرقی هست؟
 
وقتی از عشق نصیبی نبری غیر از آه ...؟
 



تاريخ : جمعه 8 دی1391 | 12:31 | نویسنده : Armita

 هوا پر شده از "دوستت دارم"های که به بادها سپرده ام،کاش پنجره اتاقت باز باشد.



تاريخ : شنبه 2 دی1391 | 15:31 | نویسنده : Armita

 

همـيـشـه بـا کســی درد دل کــن کـه دو چـيــز داشــتـه بـاشــه :

يــکـی "درد"

یــکـی "دل"


غيـــر از ايــن بـاشــه مـی خنــده بــه تـــــو ....



تاريخ : جمعه 3 آذر1391 | 19:35 | نویسنده : Armita
 

فرا رسيدن ماه محرم ، ماه جور شدن بهونه دختر پسرا برا بيرون رفتن ، ماه تنه هاي خياباني ، ماه بلند كردن الم توسط كثيف ترين افراد ، ماه سينه زنان مشروب خور ، ماه گناهان خياباني ، ماه تعطيل شدن صدا و سيما و ... مبارك .
واسه بقيه هم تسليت



تاريخ : سه شنبه 30 آبان1391 | 14:6 | نویسنده : Armita


هر چيزي را كه مي‌شنوي نبايد باور كني. با اين روش به كسي ظلم خواهي كرد كه 

تو را صميمانه دوست دارد و مي‌خواهد به دور از همه جاروجنجال‌ها، زندگيش را با تو 

سپري كند



تاريخ : شنبه 29 مهر1391 | 19:42 | نویسنده : Armita
کاش می فهمیدی
بی تو............
لحظاتم............
چه سخت می گذرند
و من برای داشتنت
به معجزه دل بسته ام...!



تاريخ : پنجشنبه 20 مهر1391 | 10:53 | نویسنده : Armita

گرگ هم که باشی

عاشق بره ای خواهی شد

که تو را به علف خوردن وا می دارد

و رسالت عشق این است

شدن آنچه نیستی!



تاريخ : پنجشنبه 13 مهر1391 | 22:39 | نویسنده : Armita
وقتی تو مال منی ، وقتی در لحظه های دلتنگی در کنارمی ، دیگر چه آرزویی داشته باشم از خدا . . .

وقتی عاشقانه مرا میخواهی ، همیشه و همه جا هوای مرا داری ، دیگر چه  بخواهم از این دنیا . . .
من در این دنیا هستم و تو در کنارم ، اینهمه عشق است در برابر چشمانم . . .
وقتی  گلی مثل تو در باغچه دلم شکفته ، یک گلستان است که در دلم نهفته
و اینجاست که عطر حضورت همان هوای نفسهای من است و با این نفسهاست که عاشق مانده ام ، تو مال منی و من از همه کس بی نیاز مانده ام . . .
وقتی در لحظه های خواستنت تو را در کنار خودم دارم ، چرا به دنبال تو بیایم ، تویی که همیشه در قلبمی و میتپی برای عشقمان . . .
تو در خانه عشقمی و من تکیه گاهت ، عشق من خیلی میخواهمت . . .
این تو بودی که به من عشق دادی ، نفس دادی ، این تو بودی که معنای زندگی را به من یاد دادی
این تو بودی که محبتهایت مرا عاشق کرد ، مهربانی هایت مرا اسیر دلت کرد . . .
این تو بودی که مرا به اوج بردی ، دستانم گرفتی و مرا تا آنجا که هر دویمان آرزو داشتیم بردی
وقتی یکی مثل تو را دارم ، چرا باید از غم و غصه بنالم ، همیشه شاد میمانم و آواز عاشقی را میخوانم
من از دنیا گذشتم به خاطر تو ، تو از دنیای خودت گذشتی به خاطر من ، ما هر دو از همه چیز گذشتیم تا رسیدیم به هم ، و میگذریم تا برسیم به قله عشق با هم . . .
با هم در کنار هم ، مثل همیشه ، همیشه عاشق هم !




تاريخ : سه شنبه 11 مهر1391 | 18:46 | نویسنده : آرمیتی
 دلم میخواد سوار تاب بشم...

 ای کاش طناباش به آسمون وصل باشه...

اونوقت میتونم تا انتهای دنیا تاب بازی کنم.............



تاريخ : پنجشنبه 6 مهر1391 | 18:29 | نویسنده : Armita
خوش به حال آسمون که هر وقت دلش بگیره بی بهونه می باره … به کسی توجه نمی کنه … از کسی خجالت نمی کشه… می باره و می باره و… اینقدر می باره تا آبی شه… ‌آفتابی شه…!!! کاش… کاش می شد مثل آسمون بود… کاش می شد وقتی دلت گرفت اونقدر بباری تا بالاخره آفتابی شی… بعدش هم انگار نه انگار که بارشی بوده



تاريخ : چهارشنبه 5 مهر1391 | 14:12 | نویسنده : Armita
کاش عاشقت نبودم  ، که اینگونه بسوزم به پایت ، که اینگونه بمانم در حسرت دیدارت
کاش عاشقت نبودم که عذاب بکشم ، تمام دردهای دنیا را بر دوش بکشم . . .
که شبهایم  را با چشمان خیس سحر کنم ، روزهایم را با دلتنگی و انتظار به سر کنم
کاش عاشقت نبودم که اینگونه دلم سوخته نباشد ، در هوای سرد عشقت افسرده نباشد
کاش عاشقت نبودم که اینک تنها باشم ، تو نباشی و من پریشان باشم ، تو نباشی و من دیوانه و سرگردان باشم . . .
کاش عاشقت نبودم که اینک لحظه هایم بیهوده بگذرد ، فصلهایم بی رنگ بگذرند ، تا حتی دلم به خزان نیز خوش نباشد . . .
تقصیر خودم بود که هوای عاشقی به سرم زد ، تا خواستم فرار کنم ، عشق تیر خلاصش را به بال و پرم زد ، تا خواستم دلم را پشیمان کنم ، دلم ، دل به دریا زد . . .
دل به دریا زد و بدجور غرق شد ، همه امیدهایم زیر آب محو شد . . .
کاش عاشقت نبودم که اینک از دست تو ناله کنم ، شب و روز دلم را سرزنش کنم  . . .
قلبم میلرزد ، تمام وجودم تمنای آغوشی را میکند که آن آغوش رویاییست که گاهی فکر میکنم رسیدن به آن محال است
چشمانم دیگر از اشک ریختن سویی ندارند ، چشمانی که تمام لحظه ها انتظار این را میکشند که به دیدار چشمان تو بیایند
کاش عاشق دل بی وفایت نبودم ، بی نیاز بودم ، مثل خودت بیخیال بودم ، کاش مهم نبود برایم بودنت ، دیگر احساس نیاز نمیکردم در تمام لحظه های نبودنت !



تاريخ : سه شنبه 4 مهر1391 | 14:44 | نویسنده : Armita


                            \


من تنها نیستم اشک هایم را دارم اشک هایی که از غم تو بر گونه هایم جاری است


من تنها نیستم لحظه ها را دارم لحظه هایی که یکی پس از دیگری میمیرند تا حجم فاصله را کمرنگ تر کنند


من تنها نیستنم چرا که خیالت حتی یک نفس از من غافل نمیشود


چقدر دوست دارم لحظه هایی را که دلتنگ چشمانت می شوم


هر لحظه دوریت برایم یک دنیا دل تنگی است, و چقدر صبور است دل من, چرا که به اندازه تمام لحظه های عاشق بودنم از تو دور هستم


ولی من باز چشم براهم…


چشم براهم تا آرامش را به قلب من هدیه کنی


روز و شبم شدی تو, از آن لحظه که آمدی…


قانون زندگیم بهم خورد ازآن لحظه که به قلبم آمدی…




ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه 3 مهر1391 | 18:5 | نویسنده : Armita

دست هایت که مرا رها کردند،میدانستند که درد بی کسی مرا می کشد؟

چشم هایت و نگاهی که از من دریغ شد،میدانستند که نفس هایم کوتاه می شود؟

این بغض خفته تا ابد در گلویم می ماند...



تاريخ : شنبه 1 مهر1391 | 19:0 | نویسنده : Armita
*زندگی کن و لبخند بزن به خاطر آنهایی که از نفست آرام می گیرند و به امیدت زنده هستند و با یادت خاطره میسازند...نمی دانم در زندگی ات <بهترین>چگونه معنا می شود...من همان بهترین را برایت آرزو میکنم....



تاريخ : شنبه 1 مهر1391 | 18:57 | نویسنده : Armita
وقتی که تو نیستی
دنیا چیزی کم دارد
مثل کم داشتن یک وزیدن ، یک واژه ، یک ماه !
من فکر می کنم در غیاب تو
همه خانه های جهان خالیست !



  • آنکولوژی
  • سه راهی